- سلام.
- اين صدمين پست اين وبلاگه و يه جورايي براي من مهمه ( من هميشه انجام دادن كاراي مهمو به تعويق مي ندازم!)
- توي اين يك ماه و خورده اي كه نبودم، خيلي اتفاقات ريز و درشت افتاد كه الان مجال گفتنش نيست؛ اما به تدريج براتون خواهم گفت.
- از همه ي كسايي كه روزي چندبار اين صفحه رو باز مي كردن و دست خالي برمي گشتن، به شدت عذرخواهي مي كنم، تو اين مدتي كه ننوشتم، تازه فهميدم كه چه كسايي اين جا رو مي خونن و من نمي دونم. ببخشيد همتون.
- استفاده از گوگل ريدر رو به همتون به شدت توصيه مي كنم و واسه كسايي كه آشنايي كافي باهاش ندارن، مطالعه ي اين پيشنهاد خوبيه.
- از همه ي كسايي كه ميان اين جا و مي خونن و كامنت مي ذارن، از همه كسايي كه مي خونن و بعد راجع به نوشته هام واسم پيغام مي ذارن، كسايي كه اس ام اس مي دن يا بالاخره يه جوري نظر مي دن و بهم كمك مي كنن بي نهايت ممنونم.
- و از كسايي كه مي خونن و من حتي نمي دونم كه كي هستن و نمي دونم كه نظرشون چيه وچي و چي هم ممنونم؛ و چون جاي ديگه اي نيست، از همين جا عرض ارادت مي كنم بهشون.
- مي خوام يه سري تغييرات اينجا ايجاد كنم، از جمله اين كه اون ستون "امروز فهميدم" رو تو روزايي كه چيزي فهميدم ادامه بدم، بيشتر "تكه كتاب" بذارم و بيشتر..
- اين صدمين پست اين وبلاگه و اميدوارم روزي برسه كه صدهزارمين پستشو بنويسم و اون روز ديگه نگم كه هميشه كاراي مهمو به تعويق مي ندازم و لازم نباشه از كسي عذرخواهي كنم و فقط شـكرباشه و شكر، به خاطر دوستايي كه مي شناسمشون و دوستايي كه هنوز همو نمي شناسيم.
- سلام.
نمایش پستها با برچسب پرتره ي ناتمام. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب پرتره ي ناتمام. نمایش همه پستها
۱۳۸۹ شهریور ۱۷, چهارشنبه
100
۱۳۸۹ اردیبهشت ۲, پنجشنبه
من که مجنونم، تو مجنونم مکن

اين چند روزي كه ننوشتم، داشتم يه تغييراتي ايجاد مي كردم در خودم، و به تبعش در اين جا.
ديگه "امروز فهميدم" نمي نويسم. البته از نوشتن اين هيوده تا به هيچ وجه پشيمون نيستم.
مي خوام اين جا اعتراف كنم كه روزهاي زيادي در زندگيم هستند كه "امروز فهميدم" ندارند. مي خوام اعتراف كنم كه همه ي اين هيوده شبي كه نوشتم، دوساعت روش زور زده بودم كه يادم بياد امروز چي فهميدم. نتيجشو هم كه ديديد..
نه آقا! من نيستم..
خيلي فاصله دارم با كسي كه هرروز، چيز جديدي ياد مي گيره.
نوشتن رو ادامه مي دم ولي.
سلام.
ديگه "امروز فهميدم" نمي نويسم. البته از نوشتن اين هيوده تا به هيچ وجه پشيمون نيستم.
مي خوام اين جا اعتراف كنم كه روزهاي زيادي در زندگيم هستند كه "امروز فهميدم" ندارند. مي خوام اعتراف كنم كه همه ي اين هيوده شبي كه نوشتم، دوساعت روش زور زده بودم كه يادم بياد امروز چي فهميدم. نتيجشو هم كه ديديد..
نه آقا! من نيستم..
خيلي فاصله دارم با كسي كه هرروز، چيز جديدي ياد مي گيره.
نوشتن رو ادامه مي دم ولي.
سلام.
۱۳۸۸ دی ۲, چهارشنبه
دو- کلاً ناتمام
مدتی پیش نوشتن وبلاگ را در جایی که آدرسش را پخش نکردم، شروع کردم و حالا نوشتن را در جایی دیگر ادامه می دهم. چند تا از پست های وبلاگ قبلی که دوست داشتم را هم این جا گذاشتم.
این وبلاگِ پرتره کش ِ ناتمامیست که پرتره ی ناتمامی را می کشد..
سلام..
اشتراک در:
پستها (Atom)