‏نمایش پست‌ها با برچسب زندگی در پیش رو. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب زندگی در پیش رو. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ دی ۲۲, سه‌شنبه

با زرد هماهنگم کن استاد..

فکر می کنم که وقتی در این باره با دکتر کاتز صحبت کردم، حق داشت بگوید که جن.. دیدن کسی فقط به دید بیننده مربوط می شود. آقای هامیل که از هر آدم هم سن و سال خودش بیشتر زندگی کرده، لبخندزنان برایم شریح کرد که هیچ چیز سفید سفید یا سیاه ِ سیاه نیست و سفید گاهی همان سیاه است که خودش را جور دیگری نشان می دهد . سیاه هم گاهی سفید است که سرش کلاه رفته. وقتی آقای دریس چای نعنایش را آورد، نگاهی به او کرد و گفت:" تجربه ی کهنه ی مرا باور کن". آقای هامیل مرد بزرگی است، اما روزگار نگذاشته است که بزرگ باشد
زندگی در پیش رو
رومن گاری
پ.ن: عنوان از حسین پناهی

۱۳۸۸ دی ۱۵, سه‌شنبه

شيش- آغاز یک کابوس..


بالاخره رزا خانم فهمید که وقتی می خوابد، یک ماده شیر به اتاقش می آورم. او می دانست که این کار من حقیقت ندارد و این ها فقط خیالات من درباره ی قوانین طبیعت است. ولی اعصابش خیلی درب و داغون بود و فکر این که در آپارتمان او حیوانات وحشی وجود دارند، شب هایش را پر از وحشت کرده بود و فریادکنان از خواب می پرید. این قضیه برای من خیال بود و برای او یک کابوس. همیشه می گفت که کابوس همان رویاست که در پیری به کابوس مبدل می شود. هر کداممان ماده شیر را یک جور می دیدیم. چه می شد کرد؟

زندگی در پیش رو
رومن گاری

۱۳۸۸ دی ۱۱, جمعه

پنج- این حدیث از دگری پرس که من حیرانم

خوابیدیم. اما خواب راحت بی گناهان به سراغمان نیامد. خیلی در این باره فکر کردم و فکر می کنم که آقای هامیل در گفتن آن حرف اشتباه کرده. فکر می کنم این گناه کارانند که راحت می خوابند، چون چیزی حالیشان نیست و برعکس، بی گناهان نمی توانند حتی یک لحظه چشم روی هم بگذارند، چون نگران همه چیز هستند. اگر غیر از این بود، بی گناه نمی شدند.



زندگی در پیش رو
رومن گاری