‏نمایش پست‌ها با برچسب تکه فیلم. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب تکه فیلم. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ مهر ۴, یکشنبه

باز هم قصه بگو، تا به آرامش دل، سر به دامان تو بگذارم و در خواب روم

" اما همون طور كه او مي گفت؛ تا وختی داستان خوبی براي تعريف كردن داری و كسی رو هم داری كه به داستانت گوش بده، كار ِت هنوز تموم نشده.."


از فيلم "The legend of 1900"


پ.ن: عنوان، بخشيست از قصيده ی " آبی، خاكستري، سياه" حميد مصدق

۱۳۸۹ شهریور ۲۶, جمعه

رها رها رها من

زندان ها براي فرار ساخته شده اند.



از فيلم " فرار از زندان"

۱۳۸۹ اردیبهشت ۳, جمعه

در انتظار گودو

مامور زندان: تو آدم مذهبي اي هستي؟
زنداني: تا حالا راجع بهش فكر نكردم.
مامور زندان: خوبه، ما دو تا دستور ديني داريم:
اول اينكه: هميشه بدونيد كه هيچ كس براي نجاتتون نخواهد اومد.
دوم اين كه توصيه ي اولو جدي بگيريد.




از فيلم "فرار از زندان"


پ.ن: عنوان، نام نمايشنامه ايست از ساموئل بكت. "گودو" كسيست كه قرار است بيايد.. كسي كه قرار است نيايد.

۱۳۸۸ اسفند ۱۲, چهارشنبه

ما تمام مي شويم/ نمي شويم

دخترك: يعني تو واقعاً داري مي ميري؟
پيرمرد: من؟ نه عزيزم! اين حيوونان كه مي ميرن، من مي رم اون دنيا..





تو يه فيلمي بود كه بچه بوديم مي ذاشت، صاحاب اسباب بازي فروشي داشت مي مرد. اسمش يادم رفته.

۱۳۸۸ بهمن ۴, یکشنبه

قبول نداری؟

می دونی؟ این سخته که تو از یه چیزی دور باشی، اما سخت تر از اون اینه که فاصلت باهاش کم باشه و نتونی همون فاصله ی کمو بری جلو. چرا؟ چون به اندازه ی کافی خوب نیستی...

از فیلم چاپلین