‏نمایش پست‌ها با برچسب کوته نوشت. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب کوته نوشت. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ خرداد ۲۸, جمعه

بس كه خجالتيه !

گفت: "خوب دیگه مزاحمت نشم، بچه‌ها منتظرَمن! "

بــــــــــــله! بفرماييد :دي!



سالاد

ترکیب دین و دیسکو : " به افتخار من دعا کنید"



۱۳۸۸ بهمن ۱۰, شنبه

قهقهه

خنده ی هیستریک ِ من از گریه غم انگیزتر است!

۱۳۸۸ بهمن ۱, پنجشنبه

هدیه ی سال نو؟

باز ما رفتیم موهامونو کوتاه کردیم و کسی ساعتشو نفروخت!!
دوباره ما کچل شدیم و یکی دارای بند ساعت..




پ.ن: با تشکر از دِلا، جیم، کتاب ادبیات دوم دبیرستان و تمامی کسانی که ما را در ساخت این مجموعه یاری کردند

۱۳۸۸ دی ۱۷, پنجشنبه

راه کار

من و مینا تصمیم گرفتیم برای جلوگیری از حرص خوردن های بابا، یک سیم اتصال به زمین بهش وصل کنیم!

۱۳۸۸ دی ۱۰, پنجشنبه

دو- تهدید


یا به حرف من گوش می دی یا به مرگ طبیعی می کشمت!

۱۳۸۸ دی ۸, سه‌شنبه

يك- این جوریاس

کوه به کوه نمی رسه.
آدم به آدم نمی رسه.


تنها تغییری که می تواند عبارت بالا بکند این است که شاید روزی کوه به کوه برسد!!