- سلام.
- اين صدمين پست اين وبلاگه و يه جورايي براي من مهمه ( من هميشه انجام دادن كاراي مهمو به تعويق مي ندازم!)
- توي اين يك ماه و خورده اي كه نبودم، خيلي اتفاقات ريز و درشت افتاد كه الان مجال گفتنش نيست؛ اما به تدريج براتون خواهم گفت.
- از همه ي كسايي كه روزي چندبار اين صفحه رو باز مي كردن و دست خالي برمي گشتن، به شدت عذرخواهي مي كنم، تو اين مدتي كه ننوشتم، تازه فهميدم كه چه كسايي اين جا رو مي خونن و من نمي دونم. ببخشيد همتون.
- استفاده از گوگل ريدر رو به همتون به شدت توصيه مي كنم و واسه كسايي كه آشنايي كافي باهاش ندارن، مطالعه ي اين پيشنهاد خوبيه.
- از همه ي كسايي كه ميان اين جا و مي خونن و كامنت مي ذارن، از همه كسايي كه مي خونن و بعد راجع به نوشته هام واسم پيغام مي ذارن، كسايي كه اس ام اس مي دن يا بالاخره يه جوري نظر مي دن و بهم كمك مي كنن بي نهايت ممنونم.
- و از كسايي كه مي خونن و من حتي نمي دونم كه كي هستن و نمي دونم كه نظرشون چيه وچي و چي هم ممنونم؛ و چون جاي ديگه اي نيست، از همين جا عرض ارادت مي كنم بهشون.
- مي خوام يه سري تغييرات اينجا ايجاد كنم، از جمله اين كه اون ستون "امروز فهميدم" رو تو روزايي كه چيزي فهميدم ادامه بدم، بيشتر "تكه كتاب" بذارم و بيشتر..
- اين صدمين پست اين وبلاگه و اميدوارم روزي برسه كه صدهزارمين پستشو بنويسم و اون روز ديگه نگم كه هميشه كاراي مهمو به تعويق مي ندازم و لازم نباشه از كسي عذرخواهي كنم و فقط شـكرباشه و شكر، به خاطر دوستايي كه مي شناسمشون و دوستايي كه هنوز همو نمي شناسيم.
- سلام.
نمایش پستها با برچسب سلام. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب سلام. نمایش همه پستها
۱۳۸۹ شهریور ۱۷, چهارشنبه
100
۱۳۸۸ دی ۱۴, دوشنبه
يك- سبز ِ سبزم، ریشه دارم؟!
اگه گفتی الان چی واقعاً می چسبه؟
"خانه ی سبز"
تیتراژ اولشو یادته؟
صدای عمو خسرو:
"به نظر من، یه خونه هر جایی می تونه باشه.
می تونه بالای یه ساختمون بلند باشه.
می تونه تو یه کوچه ی قدیمی که زیر یه بازارچَست باشه.
می تونه بزرگ، یا می تونه کوچیک باشه.
می تونه برای هرکس مفهوم یا رنگی داشته باشه.
می تونه به رنگ آجر، یا به رنگ شیشه و سنگ باشه.
می تونه به رنگ قرمز یا به رنگِ..
ولی من- یعنی بهتر بگم: ما- معتقدیم خونه هر چی که باشه،
باید سبز باشه
بله، سبز
و همیشه سبز "
پ.ن:
1. واقعاً شنیدن این جملات از تلویزیون ایران، در حال حاضر یکی از لذت بخش ترین اتفاقات ممکنه :دی!
2.شما ذهنتون منحرفه، تقصیر منه؟ من گفتم حس نوستالژیم گل کرده! چرا شعار می دی؟... :دی
"خانه ی سبز"
تیتراژ اولشو یادته؟
صدای عمو خسرو:
"به نظر من، یه خونه هر جایی می تونه باشه.
می تونه بالای یه ساختمون بلند باشه.
می تونه تو یه کوچه ی قدیمی که زیر یه بازارچَست باشه.
می تونه بزرگ، یا می تونه کوچیک باشه.
می تونه برای هرکس مفهوم یا رنگی داشته باشه.
می تونه به رنگ آجر، یا به رنگ شیشه و سنگ باشه.
می تونه به رنگ قرمز یا به رنگِ..
ولی من- یعنی بهتر بگم: ما- معتقدیم خونه هر چی که باشه،
باید سبز باشه
بله، سبز
و همیشه سبز "
پ.ن:
1. واقعاً شنیدن این جملات از تلویزیون ایران، در حال حاضر یکی از لذت بخش ترین اتفاقات ممکنه :دی!
2.شما ذهنتون منحرفه، تقصیر منه؟ من گفتم حس نوستالژیم گل کرده! چرا شعار می دی؟... :دی
۱۳۸۸ دی ۲, چهارشنبه
دو- کلاً ناتمام
مدتی پیش نوشتن وبلاگ را در جایی که آدرسش را پخش نکردم، شروع کردم و حالا نوشتن را در جایی دیگر ادامه می دهم. چند تا از پست های وبلاگ قبلی که دوست داشتم را هم این جا گذاشتم.
این وبلاگِ پرتره کش ِ ناتمامیست که پرتره ی ناتمامی را می کشد..
سلام..
يك- اولين
پیش از کشف عدد صفر، بشر گمان میکرد که عدد یک ابتدای هرچیز است. قرنها طول کشید تا بفهمد که صفر هم ابتدای چیزی نیست و همیشه همهچیز خیلی پیشتر از آن شروع میشود که نقطهی آغاز است.
وردی که بره ها می خوانند- رضا قاسمی
*
مَهسا
در
۱۷:۲۷
برچسبها:
تکه کتاب,
ديدي گول خوردي؟,
رضا قاسمی,
زمان بگذره مي فهمي,
سلام,
صفر,
وردی که بره ها می خوانند
اشتراک در:
پستها (Atom)