‏نمایش پست‌ها با برچسب جالب نيس؟. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب جالب نيس؟. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ مهر ۴, یکشنبه

صد و هشت

سوال اَستاد از يكي از بچه ها: " ترجيح مي دادی مهندسی كامپيوتر دانشگاه آزاد بخونی يا رشته ي گردگيري كامپيوتر شهيد بهشتی؟"
پاسخ هم كلاسي گرام: گردگيري كامپيوتر شهيد بهشتي

بعد كلاس در بهت فرو مي رود و استاد براي آرام كردن جو كلاس مي گويد: " بچه ها دقت داشته باشيد كه گردگيری كامپيوتر كار آسوني هم نيست، هميشه لكه می مونه رو مانيتور"

۱۳۸۹ خرداد ۲۳, یکشنبه

كدو قلقله زن، نديدي يك پيرزن؟

دوست محمد اومده بود خونمون. مامان هم رفته بود كلي هله هوله خريده بود كه اين بچه مياد اين جا، بده بخورن. من فقط يه صحنش رو ديدم كه مامان داشت به پسره مي گفت: « پدرام جان، بيا پفك بخور»
و پدرام جان در پاسخ فرمودند: « نه، ممنون. من اهل اين جور چيزا نيستم، فقط ميوه و سبزيجات تازه»
!!
اگه با گوشاي خودم نشنيده بودم، محال بود باور كنم.


پ.ن: خودم همه شو تا ته خوردم. چي توز نمكي؛ ترد و خوشمزه.

۱۳۸۹ فروردین ۱۷, سه‌شنبه

دوازده- براي تو

امروز يكي از چيزايي كه قبلاً فهميده بودمو واسه يكي از دوستام تعريف كردم. از فهميدنش لذت برد. گفتم اين جا هم بنويسم، به اميد اين كه يكي دوتاتون كه نمي دونيد شايد..
يه قانوني تو رانندگي وجود داره كه مي گه راننده، موقع پياده شدن بايد درو با دست راست باز كنه (الان تصور كن، باس بچرخه آدم)، حدس بزنيد دليل اين كار به ظاهر مسخره چيه؟
خوب فكر كنيد ديگه، جالبه.